پارت شصت و ششم :

ده دقیقه نشست و حس کرد دلش دارد می‌ترکد. هرچه گریه می‌کرد به جای این که سبک شود، بیشتر دلش سنگین می‌شد و حالش بدتر. از جا بلند شد و به مقصد نامعلومی راه افتاد که لای بوته‌ها چیزی توجهش را جلب کرد. جلو رفت و یک عروسک را لا به لای علف‌ها دید.
ـ عه اینجایی؟
صدای دختری توجهش را جلب کرد. جلو آمد و عروسک را از دست رامونا گرفت: دستت درد نکنه. به کوله‌ام آویزون بود باز شد گمش کردم.
رامونا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الناز 🌼

    1

    سدنا❌لودر تخریبچی✔

    ۳ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣

    ۳ روز پیش
  • سوفیا

    1

    آخه مگه *** الکیه که بشه در مقابلش دووم آورد! ارکیده ی بدبخت گنجایشش و نداشت که خودشو کشت. *** خوده مرگه. مگه یه دختر بی پناه چقدر ظرفیت داره که هرچی سرش اومد بازم با امید ادامه بده. یه دختر تو اول جوونی و شادابی مرتب بهش *** بشه و با بردن آبروش تهدیدم بشه دیگه مگه میشه زندگی رو ادامه اخه!!

    ۴ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    خیلی سخته دوست خوبم. بله نجابت و پاکی برای یک دختر همه چیزه ولی جونش و وجودش از اون هم مهم تره. اونقدری باارزش هست که باز هم زندگی کنه. اگر کسی برای زنده موندن سرزنشش کنه که اون مقصره❤️

    ۴ روز پیش
  • فرشته

    0

    فوق العاده مثل همیشه❤️

    ۴ روز پیش
  • میم

    0

    یه سوال برام پیش اومده،حالا که اینقدر خوب درباره دنیا و آخرت و برزخ می نویسید،حتما تحقیقاتون زیاده،از شما بپرسم،لطف می کنید جواب بدید شاید،فلسفه این فاتحه با خوراک و مواد غذایی چیه،اصلا چنین چیزی هست،؟من جایی ندیدم دربارش چیزی گفته باشن

    ۵ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    سلام عزیزم عرضم به خدمتتون که دادن هرگونه خیرات به افراد نیازمند برای مرده، مخصوصا اگر توسط فرزند مرحوم باشه ثواب خوبی براش داره. ولی به افراد نیازمند باید داده بشه اگر یک عده ادم سیر بخورن فایده ای نداره. فاتحه هم یک دعا برای درخواست رحمت برای مرده هست و بسیار خوبه.

    ۵ روز پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    ساسان کارشون خراب کرد احمق ممنون خسته نباشید عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت

    ۵ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😁😁

    ۵ روز پیش
  • مریم

    2

    یعنی دلیل خودکشی رامونا خیانت علیرام بوده و وقتی رامونا خودکشی کرده علیرامم خودشو کشته؟!

    ۵ روز پیش
  • بهار

    0

    به نظر منم علیرام خودکشی نکرده تصادف یا ی جوریش شده که الان تو کماست

    ۵ روز پیش
  • میم

    1

    این رامونا خیلی دوست داشتنی بود،کاش هممون اینو درک می کردیم که هیچی تو این دنیا ارزش غم و ترس و کم آوردن و هیچیو نداره و همین طور بی پروا برخورد می کردیم 😍🙏🏻

    ۵ روز پیش
  • میم

    3

    خوش به حال راموناست با این سدنا که همراه همیشه و راهنماشه،فقط اونجا که گفت ،هنوزم خره 🤣

    ۵ روز پیش
  • بهار

    3

    ای وای سدنا بیا کمک🤣

    ۵ روز پیش
  • طوفان

    3

    سدنا میگع چقد خره عاشق دیس دادن و تخریب کردنش شدم بخدا

    ۵ روز پیش
  • طوفان

    2

    مثل مامانا دیس میده خداا 😂😂

    ۵ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    نمیادددد🥲

    ۵ روز پیش
  • پگاه

    1

    مرسی از شما ،هر قسمت جذاب تر از قسمت قبل هست و پر محتواتر

    ۵ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربون نگاهت

    ۵ روز پیش
  • اکرم بانو

    3

    درسته زندگی فقط یه بازیه،ولی چه لذتی براش داره این همه بُرد های تکراری؟یبارم بذاره مابرنده شیم

    ۵ روز پیش
  • اکرم بانو

    3

    سوالی ک پیش میاد اینه،همه شون بادلیلی که باعث خودکشی شون بود امتحان شدن،این ینی علیرام هم به رامونا خیانت کرده؟

    ۵ روز پیش
  • عشق سدنا

    1

    وای فقط سدناا😂😂💋 از این به بعد من زن سدنام .. دمت گرم نویسنده ام کانال *** یا *** نداری؟

    ۵ روز پیش
  • طوفان

    4

    یه نظریه دارک اگه اون کارتها اونارو برده واسع زمان قبل خودکشی پس حتما دلیل خودکشی رامونا شراره کثیف و علیرام بوده و علیرام هم یا مرگ غیر عمد بوده مثلا تصادف سکتهی چیزی بوده نه خودکشی 🗿☠️🗿☠️🗿☠️🗿☠️💥💥🗿🤬🔪🤬🔪🤬🔪🗿🤬🗿🤬🗿🗿

    ۵ روز پیش
کپی شد!